السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

52

جبر و اختيار (فارسى)

آن اراده تعلق بگيرد زير ا از اختيارى كه عقلًا در تكليف معتبر است خارج مى باشد . حاصل سخن او با توضيح ما چنين است : اراده خداوند اگر به فعل انسانى تعلق بگيرد هر چند انسان اراده نكند ، مستلزم جبر و عدم توانايى انسان و اراده او در فعل است زيرا در اين فرض صدور فعل از او واجب است . پس در آنچه انسان از باب اتفاق اراده مىكند ، فعل و اراده ، معلول علت واحدى هستند كه همان اراده الهى است . اما اگر اراده خداوند تنها از حيث مبادى تصحيح كننده اختياريت فعل انسان مانند قدرت ، اراده و شعور به فعل بندگان تعلق بگيرد مستلزم جبر نيست زيرا اراده به فعل تعلق نگرفته است ، هر چند انسان آن را اراده نكرده است ، بلكه اراده خداوند به مبادى اختيارى انسان تعلق گرفته است . پس ادعاى اختيارى بودن براى وجوب صدور فعل از انسان صحيح نيست . اشكال ديگر محقق خراسانى بر خود : آنچه گفته شد در صحت تكليف كفايت مىكند و بوسيله آن فعل از لغو بودن خارج مىشود . جز آنكه سئوال از چگونگى كيفر و مواخذه باقى مى ماند . زيرا اشكال وجوب فعل به سبب اراده خداوند - كه اشاعره گمان كرده اند - با آنچه ذكر شد پاسخ داده مىشود و اشكال وجوب فعل به واسطه اراده فاعل دفع مى گردد . با اين بيان كه : اين سخن ارادى بودن فعل را تأكيد مىكند اما اشكال وجوب خود اراده باقى مى ماند كه مى گويد اراده از ممكناتى است كه به ارادهء خداوندِ واجب بالذات مستند است و موجب مىشود فعل